زندگینامه گوگوش


گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.
فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

ادرنالین چیست؟


در بــــالای کلیه ها غده های فوق کلیوی قرار گرفته اند این غده ها ماده ای ترشح
میکنند که آدرنالین نامیده میشود آدرنالین برای آمادگی بدن در انجام فعالیت های
شدید یا دفاع از خود ترشح میشود.

وقتـــی که بسیار هیجانزده باشید ، غده های فوق کلیوی ناگهان مقدار زیادی
آدرنالین در خون ترشح میکنند آدرنالین سبب افزایش شدت ضربان قلب و کارآیی آن
میشود این ماده ، رگهای متصل به ماهیچه ها را گشاد میکند و علاوه بر آن موجب
افرایش غلظت قند در خون میشود به این طریق است که بدن خود را با شرایط تطبیق
میدهد با تاثیر آدرنالین ، خون از چهره به ماهیچه ها هجوم آورده و به بخش هایی که
ضروری تر است جریان می یابد برای همین است که هنگام ترس رنگ از رخسارتان
میپرد.
آدرنالین یک هورمون سریع الاثر می باشد با عملکرد آگونیستα1 و β2 آدرنرژیک که سطح CAMP و متعاقب آن باز کردن بروشها و تحریک CNS و قلب را افزایش می دهد. با وجودیکه اپی نفرین یک حالت جنگ گریز در اندامهای بدن فراهم و مورد مصرف فراوانی در اورژانس دارد اما عدم استفاده صحیح آن خود باعث ایجاد جنگ و گریز می شود. KIT آدرنالین یکی از ملزومات موجود با همراه در مواقع بحران می باشد و عمده ترین مواردی که باید راجع به این یار شفیق آموزش داد از این قرار است.و..بکار بستن سه قانون که هر کدام مشتمل بر چندین نکته می باشد که به قوانین 1D-2D-3D معروف می باشد باید عوامل عکس العمل قطبی بوده، قبل از زوال و به فوریت استفاده شود، با عدم استفاده مرگ در 10 – 5 دقیقه پس از حادثه رخ خواهد داد. همچنین باید آموزش داد که دو مسئله عمده اختلال در تنفس و زوال هوشیاری سبب مرگ خواهد شد. اختلال در تنفس به علت عدم راههای هوایی و کاهش هوشیاری با درگیری CNS و قانون آخر که مصدوم استفاده از اپی نفرین دوباره اگر شک دارد. 1) دوز مورد استفاده 3/0 میلی گرم در بالغین و 15/0 میلی گرم در اطفال می باشد. 2) کیت همراه باشد با نگهداری در محلولهای واضح و با علامت یا مهر بزرگ و مشخص تا سه بار مجاز به استفاده می باشیم 3) بهترین محل تزریق عضلانی Vastuslatralis و بهترین تزریق کننده خود فرد می باشد. از تزریق در انتهاها باید خودداری شود. 4) در افراد با حساسیت به بی سولفیت استفاده نشده و در بیماران فشار خونی و هبیرتیروئیدیسم با احتیاط استفاده شود. 5) فرمهای تزریق عضلانی و زیر جلدی می باشد اگر به صورت وریدی استفاده می شود باید بصورت 000/10 : 1 باشد. 6) عمده ترین عوارض جانبی KIT بی قراری و تروموروآریتمی می باشد که آریتمی باید مورد توجه واقع شود. 7) آنتی دوت اپی نفرین همراه با KIT باشد تا در صورت بروز عوارض جانبی جدی استفاده شود. 8) در مدارس، خانه ها ، کارخانه ها،‌ همیشه KIT موجود و در مواقع بحران تمامی افراد در اختیار داشته باشند.

غده فوق کلیوی :
غده فوق کلیوی، غدد کوچکی هستند که روی کلیه ها استقرار دارند . این غدد از دو بخش تشکیل شده اند : بخش داخلی یا مرکزی غده و بخش خارجی . از هر کدام از این بخش ها هورمون هایی ترشح می شود و وارد سیستم خونی می شود و نقش سازنده خود را در رشد و ارائه حیات ایفا می کند. قسمت خارجی غدد فوق کلیوی هورمون هایی دارد که در رشد و سوخت و ساز تأثیر به سزایی دارد. هورمون های این قسمت عبارتت اند از هورمون های قندی که نقش آن ها افزایش ذخیره کلیکوژن در کبد می باشد. هورمون های قندی مشهور عبارت اند از: کورتیزون ، کلتی کسترون و ئیدروکورتیزون.
این ها باعث می شود تا قندی را که ما مصرف می کینم مازاد آن به صورت کلیکوژن در کبد ذخیره شود تا در مواقع ضروری بتوانیم از آن استفاده کنیم . هورمون های این بخش عبارت اند از : میرلانوکورتیکیدیدها و یا هورمون های نمکی که برای تنظیم آب و املاح بدن لازم است.
مشهورترین هورمون تنکی آلدوسترون می باشد. هورمون های داخلی یا مرکزی که عبارتند از : اپی نفرین، نولوایی نفرین و یا آدرنالین یا نول آدرنالین. این هورمون ها بدن را در مقابل خطر، ارگانیزیم می کنند . چنانچه فرد در موقعیتی قرار بگیرد که برای او خطر ناک باشد این هورمون در خون ریخته می شود و یک سری از فعل و انفعالات خاص در بدن ایجاد می شود . پدیده های ستیز و گریز از طریق ترشح این هورمون ایجاد می شود. این هورمون ها در فعال سازی سیستم خود مختار یا سمپاتیک و پاراسمپاتیک نقش مهمی را ایفا می کند. با ریزش این هورمون در خون، مقدار گلوکز خون افزایش می یابد یعنی ما از ذخیره کردن گلیکوژن استفاده می کنیم. این مجموعه علمی توسط سایت ماکزیمم تکنیک تهیه شده است. و گلوکز مناسب را باری فعالیت عضلانی و مقابله با خطی در خودمان تدارک می بینیم. همچنین انقباض سیستم خونی روی می دهد که با این اقباض خون از سطح بدن به قسمتهای درونی تروارد می گردد که چنانچه درگیری ایجاد شود و زخمی در روی پوست ایجاد شود ، خون زیادی از سطح بدن خارج نشود و همچنین ماده منعقده کننده ای در خون افزایش می یابد که خون بتواند به طور سریع انعقاد یابد . همچنین ضربان قلب افزایش می یابد تا بتواند خون زیادی را به مغز برساند و از طریق این خون رسانی، اکسیژن و گلوکز به مغز برساند و همچنین ماهیچه های گوارشی انبساط پیدا می کنند و این عمل توسط ریزش همین هورمون پدید می آید.
نول آدرنالین :
در تحریک انقباض رگ های خونی نقش دارد و احتمالاً در بروز پاسخ های تند و عصبی مؤثر می باشد. استرس فشاری است که در اثر تغییرات ایجاد شده در محیط به بدن تحمیل می شود. بعضی از استرس ها مفید هستند، اما وقتی از کنترل خارج می شوند، بدن به صورت های مختلفی از آثار سوء آن ها رنج می برد.
استرس تحمیل شده، انرژی بدنی و ذهنی را تحت تأثیر قرار می دهد. به دنبال استرس، کاهش انرژی ذهنی و بدنی، خستگی، بی خوابی، تحریک پذیری و احساس افسردگی، افزایش ضربان قلب، بالارفتن فشار خون، افت قندخون، آسیب پذیری سیستم ایمنی و تغییر در وضعیت اشتها ایجاد می شود. مجموع موارد ذکر شده تأثیرات نامطلوبی بر فعالیت فرد سالم گذاشته و باعث تضعیف بدن می شوند.

در شرایط استرس، تولید سلول های ایمنی نوع لنفوسیتT افزایش می یابد ومقدار زیادی سم در بدن انسان جمع می شود. تولید هورمون آدرنالین به دنبال استرس و شرایط ناموزون با بدن، افزایش می یابد. تولید بیشتر آدرنالین به بدن کمک می کند تا انرژی بیشتری برای مقابله با شرایط جدید داشته باشد. از طرفی تولید آدرنالین، ذخایر موادقندی را تخلیه می کند. افزایش ترشح هورن های بدن، پاسخ طبیعی بدن ما به استرس است. غذا بر روی فعالیت مغزی تأثیر می گذارد. به عبارتی موادغذایی بر روی فعالیت ترکیبات شیمیایی به نام نوروترانسمیتر( انتقال دهنده های عصبی ) اثر می گذارند. این ترکیبات برای هوشیاری بدنی لازم هستند.

شاید این سؤال برای شما هم پیش آمده باشد که آیا غذا در کنترل استرس مؤثر است یا نه؟

مصرف موادغذایی در زمان استرس بر پایه شواهد علمی است. اکثر مردم به این موضوع واقف هستند که در زمان استرس بیشتر غذا می خورند و انتخاب آنها بیشتر از گروه مواد قندی و نشاسته ای است.

اسیدهای آمینه برای ورود به مغز از طریق جریان خون مغزی، با اسیدآمینه تریپتوفان رقابت می کنند و اجازه ورود به تریپتوفان را نمی دهند. مصرف مواد حاوی کربوهیدرات تولید هورمون انسولین را تحریک می کنند. ترشح هورمون انسولین از ورود اسیدهای آمینه به مغز جلوگیری کرده و فقط به اسیدآمینه تریپتوفان اجازه می دهد تا وارد سلول مغزی شود. تریپتوفان باعث ترشح هورمون سروتونین می شود و سروتونین از مهمترین ناقلین مغزی است و کاهش آن سبب بی خوابی، بی علاقگی، فقدان انرژی، عدم تمرکز حواس و افسردگی می شود.

توجه به این موضوع مهم است که غذاهایی که ترشح سروتونین را افزایش می دهند، دارای چربی های پنهان هستند، بنابراین همانطور که سطح سروتونین( هورمون آرام بخش ) افزایش می یابد، چربی هم وارد گردش خون می شود. علاوه بر این بدن در پاسخ به استرس، هورمون کورتیزول بیشتری ترشح می کند. افزایش ترشح هورمون کورتیزول، ترشح اسید معده را زیاد کرده و به مخاط معده آسیب می رساند.هورمون کورتیزول فعالیت هورمون انسولین را مختل می کند، و چربی ها را که به طور ناآگاهانه در زمان استرس وارد بدن می شوند، به راحتی ذخیره می کند.

در سنین بالای 40 سال کاهش متابولیسم( سوخت و ساز) بدن، فرد را برای استرس آماده تر می کند. در این شرایط هورمون هایی ترشح می شوند که اشتها را زیاد کرده و چربی را ذخیره می کنند.

چه موادغذایی باعث ایجاد استرس می شوند؟

کافئین ماده ای محرک است که در قهوه، چای، کولاها، شکلات و تعدادی از داروها وجود دارد. مصرف زیاد موادغذایی حاوی کافئین همانند استرس عمل می کند و گاهی اوقات علائم آن را بدتر می کند.

یک ماده محرک، ترشح اسید معده و هورمون های تیروئیدی را بیشتر می کند. این مسئله ضمن ایجاد اضطراب، فعالیت کلیه ها را بیشتر می کند. با افزایش فعالیت کلیه ها، دفع ادراری افزایش می یابد.
کافئین، همچنین جذب آهن دریافتی از طریق مواد گوشتی مانند( گوشت مرغ و قرمز) را مهار می کند و سبب ایجاد کم خونی ناشی از فقر آهن می شود.
اغلب مردم کافئین را به عنوان عاملی محرک برای افزایش انرژی مصرف می کنند. این یک احساس کاذب از انرژی است و در واقع غدد فوق کلیوی را خسته می کند؛ چون هورمون های آدرنالین که هورمون های استرس نامیده می شوند، از غدد فوق کلیوی ترشح می شوند.
کافئین می تواند سردرد ایجاد کند، بنابراین مصرف آن را کاهش دهید و در صورت تمایل به مصرف قهوه، قهوه بدون کافئین را مصرف کنید.
از عوامل محرک دیگر فسفر است که به نوشیدنی های گازدار اضافه می کنند. مصرف نوشابه های گازدار، تعادل کلسیم و فسفر بدن را به هم می زند. عدم تعادل بین کلسیم و فسفر، باعث کاهش کلسیم خون و افزایش برداشت کلسیم از استخوان ها و افزایش خطر پوکی استخوان به خصوص در خانم ها می شود. فسفر همچنین بر روی اسید کلریدریک معده که برای هضم غذا لازم است،. این مجموعه علمی توسط سایت ماکزیمم تکنیک تهیه شده است. تأثیر منفی می گذارد و علاوه بر آن برای افرادی که مشکل دفع دارند، مضر است. آب های معدنی و آب چشمه فسفر ندارند.
افزودنی ها و نگه دارنده هایی مانند نیتریت و نیترات که به موادغذایی مانند سوسیس، کالباس و ماهی دودی برای محافظت از تخریب اضافه می کنند، با مواد شیمیایی، ترکیب شده و موادی به نام نیتروزامین ها را تولید می کنند.
مونوسدیم گلوتامات از افزودنی هایی است که مردم خاور دور برای حفظ رنگ سبزی های کنسروی و گوشت های پخته اضافه می کنند. این ترکیب شیمیایی باعث سردرد، واکنش های پوستی و سوزش در ناحیه پشت گردن می شود.
بهترین راه حل برای کاهش اثرات مواد افزودنی، کاهش مصرف غذاهای حاوی مواد افزودنی است.
مصرف بیش از حد موادقندی ساده مانند شکر نیز به عنوان عاملی برای ایجاد استرس و تحریک پذیری شناخته شده اند. مصرف بیش از حد موادغذایی حاوی قندهای ساده مانند دونات، کیک وشکلات در طول روز باعث خستگی و تحریک پذیری فرد می شوند که با افزودن مقداری مواد حاوی پروتئین، اثر این مواد را می توانید مهار کنید
انسان هنگامی که بسیار هیجانزده می‌شود، غده‌های فوق کلیوی‌اش ناگهان مقدار زیادی آدرنالین در خون ترشح می‌کنند.
در بالای کلیه‌ها غده‌های فوق کلیوی قرار گرفته‌اند این غده‌ها ماده‌ای ترشح می‌کنند که آدرنالین نامیده می‌شود.
آدرنالین برای آمادگی بدن در انجام فعالیت‌های شدید یا دفاع از خود ترشح میشود.
آدرنالین سبب افزایش شدت ضربان قلب و کارآیی آن می‌شود این ماده، رگهای متصل به ماهیچه‌ها را گشاد می‌کند و علاوه بر آن موجب افرایش غلظت قند در خون می‌شود. به این طریق است که بدن خود را با شرایط تطبیق می‌دهد با تاثیر آدرنالین ، خون از چهره به ماهیچه‌ها هجوم آورده و به بخش هایی که ضروری تر است جریان می‌یابد برای همین است که هنگام ترس رنگ از رخسارتان می‌پرد.
گلبول قرمز شامل پروتئینی به نام “هموگلوبین” است (که مسوول قرمزی رنگ خون است) و همین هموگلوبین است که اکسیژن را به بافتهای مختلف بدن، مغز و سایر ارگانها انتقال می‌دهد و با انرژی گرفتن آنها خستگی و کسالت از بین می‌رود، اما ساخت هموگلوبین در بدن ما نیاز به آهن و برخی ویتامینها دارد و در غیاب آهن یا کمبود آن به علت ساخته شدن هموگلوبین، تعداد گلبولهای قرمز کم می‌شود (کم خونی) و به علت آنکه در اثر کمبود آهن این مساله اتفاق افتاده است (کم خونی فقر آهن) و در نهایت به علت عدم انتقال اکسیژن کسالت و بی‌حوصلگی رخ می‌دهد.
غده فوق کلیوی از دو بخش قشری و مرکزی تشکیل شده است و هر بخش هورمونهای خاص ترشح می کنند .
بخش مرکزی :
یکی از هورمونهای مترشحه از این بخش آدرنالین نام دارد . ترشح آدرنالین نوعی حالت آماده باش در بدن ایجاد می کند و بدن را یاری می دهد که در مقابل پیشامدهای نا به هنگام یا فوق العاده ، آمادگی داشته باشد ؛ مانند موارد جنگ و ستیز ، فرار یا مسابقات ورزشی .در چنین حالتی ، در اثر ترشح آدرنالین فعالیت قلب افزایش می یابد ،فشار خون زیاد می شود و خون رسانی افزایش می یابد .آدرنالین به خصوص موجب باز شدن رگ های موجود در عضلات می شودو خون رسانی به این اعضاء را که موجب تحریک بدنمی شوند ، افزایش می دهد . از طرف دیگر ، این ماده با تأثیر گذاشتن بر مغز ، حالت آمادگی بیشتر و امکان تحریک پذیری به اعصاب می دهد . اثر آدرنالین بر کبد موجب بالا رفتن گلوکز خون می شود و به این وسیله ، نیاز ماهیچه و اعصاب به انرژی بیش تر بر طرف می گردد . چون آدرنالین هنگام خشم ، ترس و اضطراب افزایش می یابد ، به آن هورمون عواطف می گویند .
بخش قشری :
از بخش قشری غده ی فوق کلیوی نیز هورمونی به نام کورتیزول ترشح می شود که آثار جالب توجهی دارد ؛ از جمله این که وقتی فرد در شرایط ناگوار محیطی ( مانند سرما یا گرمای شدید ) یا عاطفی (مانند دوری یا مرگ عزیزان و بستگان ) قرار می گیرد یا هنگامی که در بدن عفونتی به وجود می آید ، ترشح آن در خون افزایش می یابد و به روش هایی که جرئیات بیو شیمیایی آن کاملاً مشخص شده است ، بدن را در مقابله با این دشوار ی ها یاری می دهد. از سوی دیگر ، این هورمون با تجزیه ی پروتئین های موجود در کبد و تبدیل کردن آن ها به قند ، انرژی لازم را برای سلول های بدن فراهم می آورد .
غدد فوق کلیوی
غده فوق کلیوی مجاور انتهای قدامی کلیه انسان وپستانداران قرار گرفته است.هر غده شامل دوقسمت خارجی یا قشر وداخلی یا مغز باساختمانهای میکرسکپی متفاوت میباشد.درقورباغه ها غده فوق کلیوی در امتداد سطح شکمی کلیه واقع شده ودر کوسه ماهی ها قسمتهای قشری ومرکزی از یکدیگرجداهستند.منشاءجنینی این دو غده فیزیکی نیست.قسمت خارجی یاسورنال پوستی دارای منشاءمزودرسی وقسمت داخلی یاسورنال میانی دارای منشاء اکتودرسی است.قسمت داخلی غده فوق کلیوی هورمنی بنام آدرنالین ترشح میکند که اگرآن را به حیوانی تزریق کنند الیاف عضلات صاف شرایین کوچک را بویژه در شکم وجلد منقبض میسازد وایجاد تنگ اوندی میکند در نتیجه موجب بالا رفتن فشار خون میگردد. در حالیکه باعث گشود آوندی در شرایین کوچک عضلات استخوانبندی و مغز میشود.
پس ترشح آدرنالین بر اثر هیجاناتی از قبیل ترس یا خشم باعث میشودکه خون از احشاء به طرف عضلات اسکلتی و مغز برود و این کیفیت موجود را در بهترین شرایط دفاع یا حمله قرار میدهد.آدرنالین قلب را تحریک مینماید .عضله صاف نایژکهای شش را شل میکند (به همین جهت حملات تنگی نفس یا آسم را تسکین میبخشد.و حرکات عضلات روده را کند میکند و همچنین موجب تسریع و تشدید تبدیل گلیکوژن به گلوکوز می گردد. این هورمون در بسیاری از بی مهرگان نیز تولید میگردد. شواهد و دلایل روشن نشان میدهد که قسمت داخلی غده فوق کلیوی دو نوع هورمون ترشح میکند . آدرنالین و نور آدرنالین و چگونگی این دو ماده فقط از لحاظ اثر بیولوژیکی متمایز و مشخص می شود .قشر غده فوق کلیوی چندین هورمون تولید مینماید .این مواد از نظر شسمیایی جزئ دسته استروئیدها هستند. مهمترین آنها کرتیکوسترون و کرتیزون میباشند.
عمل مهم این غده در تنظیم متابولیسم مواد معدنی به خصوص در ثابت نگه داشتن مقدار کلرور سدیم پلاسمایی است . برداشتن کامل هر دو غده فوق کلیوی ایجاد اختلالاتی از قبیل استفراغ - ضعف و سستی شدید و کاهش حرارت و متابولیسم بدن میشود که به سرعت باعث مرگ میگردد.
ضایعه یا تخریب قسمت قشری غده فوق کلیه در انسان بیماری آدیسون را سبب میشود که در آن پوست بدن به رنگ برونزه در می آید و زوال تدریجی و سرانجام مرگ دست میدهد.

زندگی نامه سیاوش قمیشی

redstudio

.متنی که در ذیل مشاهده می کنید کامل ترین زندگي نامه سياوش قميشي است که ( تا بحال ) با مطالعه ی گفته ها ، مدارک و شواهد موجود نوشته و برای شما دوستان عزیز و گرامی تنظیم شده است

سياوش قميشي متولد 21 خرداد ماه 1324 هجری شمسی برابر با 11 june سال 1945 میلادی صادره از اهواز به شماره ی شناسنامه ی 173 می باشد . پدرش مصطفی قمیشی در شهر دزفول و در روستایی به نام « قمیش » زندگی می کرده است و اصلا متعلق به همانجا می باشد ؛ اکنون فوت شده و در آرامگاه شاه عبدالعظیم در شهر تهران آرمیده است . رود دز از میان شهرستان دزفول می گذرد . در قدیم برای آب رسانی در شهر دزفول در زیر زمین تونل هایی حفر میشد که آب را به تمام نقاط شهر می رساند . در محل های مخصوصی زمین را حفر می کردند تا به این تونل برسند که به این محل ها قمیش ( قمش ) می گفتند . این قمیش ها تا دهه چهل خورشیدی مورد استفاده مردم برای نوشیدن ، شستشو و ... بوده است و پس از آن به علت گسترش لوله کشی مسدود و در حال حاضر آبی در آنها جاری نمی باشد . اکنون نیز روستاهای زیادی با این نام موجود هستند که به عنوان مثال می توان از « قمیش » ، « قمیشانه » ، « قمیش اصلان »  و « قمیش حاجیان » و ... نام برد . سياوش قميشي کوچکترین فرزند خانواده ی خویش است و دارای دو برادر به نام های سیامک و سیروس و یک خواهر به نام سیمین می باشد . او نزدیک به 9 ماه بیشتر نداشت که خانواده اش تصمیم گرفتند راهی تهران شوند و به همراه این تغییر محل زندگی ، سیاوش قمیشی نیز توسط خانواده به تهران آورده شد . مادرش به آموختن موسیقی می پرداخت ، پیانو می نواخت و خانمی به نام اُلگا ( که تباری روس داشت ) به وی آموزش میداد . سیاوش که حدود 6 سال بیشتر نداشت از شنیدن صدای نواختن آنها لذت بسیاری می برد و در عین کودکی و با اینکه پایش به پدال های پیانو نمی رسید به پشت ساز مادرش ( پیانو ) می نشست و در عالم بچگی با پدال های آن بازی می کرد . در حین همین بازی ها و به همراه صداهائی که از این ساز خارج میشد احساس خوبی به وی دست میداد و همانجا بود که سیاوش به موسیقی علاقه ای ویژه پیدا کرد . خانواده ی سياوش قميشي که علاقه ی او را به موسیقی درک کرده بودند خانمی را برای تعلیم به وی استخدام کردند و او چهار سال زیر نظر این معلم به آموختن زیر و بم موسیقی پرداخت . بعدها گیتاری برایش تهیه کردند و سیاوش از ده سالگی ، شخصا و بدون این که معلمی داشته باشد به نواختن گیتار مشغول شد و در مدت کوتاهی توانست به آن مسلط شود . آن چه از دوران کودکی به نیکی باقی در ذهن سیاوش مانده نوروز ، ماهی قرمز و شمردن پول های عیدی است . کلاس هفتم و هشتم را در تهران و در مدرسه ی البرز به درس خواندن مشغول شد و در همان دوران با کوروش یغمائی صمیمیت فراوانی پیدا کرد . این دو در خلوت دوستانه ی شان به خواندن و نواختن می پرداختند و بعد ها نیز همکاری بیشتری با هم پیدا کردند . سياوش قميشي در سن 12سالگی به آن مرحله رسیده بود که می توانست هنر موسیقی اش را در مقابل عموم به نمایش بگذارد . به همین جهت به همراه بندی اجرای موسیقی را شروع کرد . بعد از یک سال چنان پیشرفت خوبی حاصل کرد که از سیزده سالگی در مُتل قو با ارکستری که مخصوص به خودش بود آهنگ های خواننده های معروف آن زمان ( مانند بیتلز و ... ) را می خواند و از این طریق کسب در آمد می نمود . آهنگ قایقران اولین تجریه ی آهنگ سازی سياوش قميشي در سن ( 14 سالگی ) بود ، آهنگی که توسط خواننده ای به نام ضیا خوانده شد . پدر سیاوش قمیشی با گرایش او به سمت موزسیقی مخالف بود و از اینکه پسرش چنین راهی را انتخاب کرده راضی به نظر نمی رسید . به همین علت سیاوش مجبور شد راهش را به تنهایی ادامه دهد و مسیر زندگیش را خودش انتخاب نماید . زمانی که سیاوش در ایران به موسیقی می پرداخت ، برادر و خواهرش در انگلستان به تحصیل مشغول بودند . داستان از این قرار است که وقتی برادرش در فصل تابستان برای دیدار خانواده به تهران آمد به سياوش قميشي پیشنهاد داد که همراه او به انگلستان برود و هنرش را در آنجا دنبال نماید . سیاوش نیز پیشنهاد وی را پذیرفت . این چنین شد که سياوش قميشي در سال 1959در حالی که هنوز به سن چهارده سالگی نرسیده بود با خوشحالی و شادمانی به نزد برادر و خواهرش در لندن رفت و در انگلستان سکنی گزید . به مدت یک سال در کنار برادرش زندگی کرد اما طرز فکر آنها زیاد با هم متناسب نبود ؛ ( سیاوش زیاد به کلاب می رفت و موزیک گوش میداد و این نوع زندگی مورد تائید برادر و خواهرش نبود ) . به علت همین عدم تفاهم بعد از مدتی از برادرش جدا شد و شخصا به زندگی پرداخت . در سال های 1961 تا 1962 ، حضور او در انگلستان مصادف با زایش گروه های معروف و قدرتمند موزیک مانند بیتلز بود که مسلما تاثیر شگرفی در رشد و شکوفایی هنر وی داشته است . دیپلمش را از high school ( دبیرستان ) در لندن گرفت و بعد از آن به royal academy of arts رفت و تحصیلش را در رشته ی classical jaaz ادامه داد . composition خواند و مدرک arrangment از royal academy of arts اخذ نمود . او با با اعضاء گروه هایی که کنسرت اجرا می کردند دوست بود و همین دوستی باعث شد که بعد از مدتی فعالیت خود را با یکی از همین گروه ها آغاز کند . داستان از این قرار بود که سیاوش ساز می نواخت و اعضا ارکستری که با او دست بودند از این موضوع اطلاع داشتند و وقتی گیتاریست یکی از همین ارکستر ها مریض شد و مدت ها بود که کسی را به عنوان جانشین وی پیدا نمی کردند از سياوش قميشي درخواست نمودند تا جایگزین وی شود و این چنین رسما پیشنهاد همکاری به او دادند . این همکاری بسیار خوب شروع شد و پایه گذاری مناسبی بود . سیاوش همکاری خود را به مدت سه سال با این ارکستر ( که insects نام داشـت ) ادامه داد و بعد از آن به مدت چهار سـال با گروهی به نام wingers به ادامه ی فعالیت پرداخـت و سرانجام خودش ارکستر مخصوص خودش را پایه گذاشت ؛ ارکستری که جز خودش باقی نوازنده های آن غیر ایرانی بودنـد . وظیفه ی سياوش قميشي در این بند خوانندگی بود و در عین حال به نواختن گیتار هم می پرداخت . بعد از مدتی کیبوردیستشان به دلایلی ارکستر را ترک کرد و سیاوش از آن موقع مسئولیت نواختن کیبورد را نیز پذیرفت و جای خالی کیبوردیستِ رفته را پُر کرد . زندگی سیاوش به همین شکل می گذشت . تا اینکه در سال 1971 یعنی نزدیک به 12 سال بعد و در سن بیست و پنج سالگی تصمیم گرفت محل زندگیش را به تهران تغییر دهد و عازم ایران شود . پس با این تصمیم راهی کشورش ایران شد . در این میان چندین بار به لندن رفت و برگشت . در همین حین همکاری بیشتری نیز با کوروش یغمائی پیدا کرد . بعد از ورود به ایران بندی به نام stars تشکیل داد و در آن گروه به بازخوانی آهنگ های خارجی پرداخت . بعد ها در کنار شهرام شب پره ، کامبیز معینی و همایون جلالی ، در گروهی به نام rebels  به همکاری پرداخت . مسئولیت سياوش قميشي در این بند خواندن آهنگ های slow بود و شهرام شب پره آهنگ های تند را اجرا می نمود . در همین اثنا سیاوش با شرکت رنگارنگ همکاری نزدیکی پیدا کرد و برای این شرکت آهنگ می ساخت که « وارطان آوانسیان »  آهنگ هایش را برای اجرا در اختیار خوانندگان مختلفی قرار میداد و چون سياوش قميشي قبل از خواندن آهنگش توسط خواننده ها ، خودش نیز آنها را اجرا می کرد ، به شدت مورد توجه آوانسیان قرار گرفت و این گونه شد که آوانسیان بعد از انقلاب مجموعه ی آثار سیاوش را به صورت مستقل منتشر کرد . سیاوش تا سن 34 سالگی در ایران بود تا اینکه انقلاب صورت گرفت و او نیز شرایط را برای ماندن محیا ندید به همین علت در سال 1978 به آمریکا رفت و در شهر لس آنجلس مشغول به زندگی شد . او در ایران با شخصی به نام « جمال نادر » آشنا شده بود که هر دو می نواختند و می خواندند و وقتی به لس آنجلس رفتند تصمیم گرفتند با همکاری هم آلبومی منتشر کنند . پس با همکای یکدیگر کار روی آلبوم « فرنگیس » را شروع و برای آماده شدنش یک سال و نیم وقت صرف نمودند و در نهایت توانستند در سال 1981 آن را روانه ی بازار نمایند . در آن دوران کمپانی خاصی برای پخش این آلبوم وجود نداشت به همین علت این آلبوم توسـط مردم کـپی و دسـت به دسـت می شد . اما بـعد ها توسـط چهـار کـمپانی : « آرت کو » ،  « آواز » ، « ترانه » و « پارس ویدئو » منتشر شـد که با فـروش بسـیار خوبی نیز روبرو گردیـد  .  سياوش قميشي تاکـید می کند که ارائه ی آلبـوم « فرنگیس » تنها برای سرگرم شدن بوده و او قصد نداشته است تا با این آلبوم تبدیل به یک خواننده شود اما وقتی که در سال 1992 « مسعود فردمنش » به او پیشنهاد داد که کاری مشترک ارائه دهند و چندین شعر ( که بارز ترین آنها به گفته ی سیاوش پرنده های قفسی بود ) در اختیار سیاوش قرار داد  انتشار آلبوم جدید را قبول کرد . به این ترتیب سياوش قميشي از سن 49 سالگی رسما خوانندگی را آغار نمود و آلبوم « حکایت » را منتشر ساخت که مورد توجه بسیار زیادی قرار گرفت . درخواست مردم و کمپانی ها بعد از آلبوم « حکایت » و استقبال پرشوری که از آن صورت گرفت ، باعث شد که او حرفه ی خوانندگی را ادامه دهد و علاوه بر آلبوم فرنگیس 13 آلبوم دیگر نیز روانه ی بازار موسیقی نماید که این آلبوم ها شامل : « خواب بارون » ، « حکایت » ، « تاک » ، « قصه گل و تگرگ » ، « شهر خورشید » ، « قصه امیر » ، « هوای خونه » ، « قاب شیشه ای » ، « شکوفه های کویری » ، « حادثه » ، « نقاب » ، « بی سرزمین تر از باد » ، « روزهای بی خاطره » هستند . سياوش قميشي خوانندگی را بسیار دیر شروع کرد و در یکی از مصاحبه هایش در این مورد گفت که زیاد از شغل خوانندگی یا لااقل در حد میکروفون بدست گرفتن و زنده اجرا کردن خوشش نمی آید ولی به خاطر طرفدارانی که منتظر شنیدن صدای وی هستند به ارائه ی کنسرت می پردازد . او زیاد به رفت و آمد با مردم لس آنجلس نمی پرداخت و در مورد این عدم رفت و آمد و دوری خویش از محیط لس آنجلس « گرفتاری ها » و تنها دلیلش را برای ماندن در لس آنجلس « انجام کارهایش » عنوان می کرد . بعد از آلبوم « نقاب » همه ی توجه ها به طرز ویژه ای به او معطوف شد ، به طور صعودی بر طرفدارانش افزوده گردید و کنسرت هایش رو به فزونی نهاد . سياوش قميشي 5 بار ازدواج کرده است و حاصل این ازدواج ها تنها یک فرزند از اولین همسر اوست . نام پسرش علیرضاست که در شیراز زندگی می کند و ظاهرا به خوانندگی هم می پردازد او بیش از 35 سال سن دارد . نام اولین همسر وی « وصال » می باشد . آخرین همسر سياوش قميشي « نازنین مرعشی » نام دارد که بیش از سی و پنج سال از وی کوچکتر است و حدودا بیست و پنج سال سن دارد . سياوش قميشي بعد از سال های طولانی ماندن در لس آنجلس ( در سال 1385 ) شمسی تصمیم گرفت آمریکا را به قصد اروپا ترک کند و راهی آلمان و ( تحقیقا ) در روستایی به نام akhen ساکن شود . او علت این تغییر مکان ناگهانی را دوری از محیط مسموم و ناجالب لس آنجلس و رسیدن به آرامش بیشتر عنوان کرد ! از گفته های او به نظر میرسد آخرین همسرش همراه او عازم اورپا نشد . در حال حاضر یکی از بردانش در مونترال ، دیگری در تهران و خواهرش در لس آنجلس زندگی می کنند . در میان خانواده ی او سه نفر به هنر روی آورده اند یکی بردار زاده اش « ژیان قمیشی » است . او در کانادا شو اجرا می کند . سیاوش موفق به دیدار وی نشده است و پدر او یعنی بردارش را نیز بسیار کم دیده است . دیگری پسرش علیرضاست که در ایران مشغول به خوانندگی است ولی به هیچ وجه مورد استقبال نیست و شخص دیگری به نام « برزا قمیشی » نیز وجود دارد که او هم بردار زاده اش است ، گیتار می نوازد ، راک ان رول می خواند و البته سياوش قميشي با او ملاقات داشته است . اصولا سياوش قميشي چندان ارتباط نزدیکی با خانواده ی خود ندارد . چندین سال پیش شایعه شده بود که او برای بازگشت به ایران به دولت جمهوری اسلامی نامه ای نوشته است اما بعد از مصاحبه ای این موضوع را تکذیب کرد و شرط خودش را برای بازگشت به ایران آزادی عمل برای انجام کارها و هم چنین کنسرت هایش عنوان نمود و بازگو کرد که از طرف دست اندرکاران پیشنهاداتی برای خواندن در جزیره ی کیش داشته است اما این پیشنهاد را رد کرده و از خواندن در آن جا صرف نظر کرده است . وی در یکی از مصاحبه هایش گفت که تا پنج سال آینده به خواندن ادامه خواهد داد و چون آهنگ ساز است باقی عمر خویش را از طریق آهنگ سازی امرار معاش خواهد نمود . سياوش قميشي علاقه دارد تا او را بیشتر به عنوان آهنگساز بشناسند تا خواننده . هر گاه شعر جدید ی به او میرسد و آهنگ زیبائی روی آن قرار می دهد بیشترین لذت را می برد و دوست دارد اگر آهنگساز نبود شاعر یا نقاش میشد . روزی چند ساعت موزیک گوش می دهد ، پیانو می زند و کتاب می خواند . علاقه ی زیادی به چائی بعد از ظهر ، نگهداری و پرورش گیاهان و همچنین گربه ی سیاهش موسول دارد . هیچ شخصی بالاتر از موسیقی او وجود ندارد و می تواند با موزیکش بدون هر شخصی به زندگی بپردازد . به گفته ی خودش او به هیچ وجه اهل تجملات نیست و بسیار کم از کروات استفاده می کند . آرزوی او بازگشت به ایران و بازدید از وطن خویش است .