شعر جدید نرگس کاظمی زاده ( از روزهای اخر ابان شروع شد)
از روز های اخر ابان شروع شد
//بایک قرار توی خیابان شروع شد
// دلشوره داشتیم ولی ماجرای ما
//با بوسه ای نجیب و شتابان شروع شد
//یک سو من و صدای تو یک سو تو و غزل
//پیچیده بود قصه و اسان شروع شد
//اغوش گرم جیب تو بود و دو دست سرد
//چتری نداشتیم که باران شروع شد
//در عمق چشم های تو افسوس بود و درد
// سرما به مغز استتخوانم نفوذ کرد
//انگار من نبود م وتنها دلم نشست
// شب را غزل شنید و کنار تو روز کرد
//دیدار ما نه خاص نه تاز نه منحصر
//تکرار یک سناریوی روزمره بود
//درگیر حس مبهم چشم تو شد دلم
//این شد که طبع گیچ من این شعر را سرود
//قبل از تو حال و روز من اینقدر بد نبود
//طبع من عاشقانه سرودن بلد نبود
//با یک نگاه در سرم افتاد عاشقی
//حالم بد است خانه ات اباد عاشقی
//حالم بدست مانده انگار زیر تیغ
//این بود ماجرای من و عاشقی رفیق
// یک روز عصر ساعت شش که هوا گرفت
//این قدر ساده عشق سراغ مرا گرفت
