شعری از نرگس کاظمی زاده:
مانند عصر جمعه ای دلگیر بر گونه هایم اشک میپاشی
دق میکنی از غم  اگر یک روز من جای تو,تو جای من باشی

جرجر صدای گریه ی ابر است …دارم برایت قصه میخوانم
گنجشگکم که خیس شد ناگاه اُفتاد توی حوض نقاشی

تنها و خسته شکوه خواهم کرد پیش خدا از چشم های تو
ان چشم های ابی روشن  با طرحی از فیروزه ی کاشی

چشمان تو دریا ی طوفانی است … من قایقی سر گشته در دریا
با یک نگاه آشفته خواهد شد , این عاشق بیچاره ی ناشی

لیلی منم وقتی تو مجنونی ..شیرین منم وقتی تو فرهادی
لیلی و شیرین نه .. ببین اصلا  .. من رابعه وقتی تو بکتاشی

هر روز با  یک  زخم کاری تر … هر روز با یک  درد  می آیی
دق میکنی از غم اگر یک روز من جای تو,تو جای من باشی